شوشان تولبار
آخرین اخبار
شوشان تولبار
کد خبر: ۱۰۹۲۸۲
تاریخ انتشار: ۱۰ مرداد ۱۴۰۱ - ۱۳:۳۶
یادی از سردار شهید حاج عبدالله اسکندری
شوشان - سید علی حمیده کیش شاه قاسمی :
عرض تسلیت و تعزیت دارم ماه محرم و ایام سوگواری سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام را.
چه تقارنی، رجعت پاک سردار بی سرمان حاج عبدالله اسکندری به وطن را با ماه محرم و  روزهای عزای آقا اباعبدالله الحسین(ع) .
 
پیش از اعزام حاج عبدالله به سوریه ، توفیق دیدارش حاصل شد، سردار ظهر آن روز مهمان من در اشراف فرماندهی کل سپاه بود.
در آن روز هر دری سخن به میان آمد. از کردستان، دفاع مقدس، واقعه مسجد حبیب شیراز، از مدرسه خان ، خیابان احمدی و قصرالدشت شیراز و البته از دیدارش با خانواده شهدای لُر در زمان مسئولیت در بنیاد شهید فارس.
سردار بچه قصرالدشت بود، از اینکه قصرالدشت در تسخیر بویراحمدی هاست، سخن گفت.
روایتی از حضور یکی از بزرگان لُر در رستورانی در قصرالدشت و شوخی با مدیر رستوران.
چنین فرمودند که آن مرد یاسوجی با همراهانش به رستوران وارد می شوند.
گارسون به انها می گویند، چه میل دارید؟
مرد بویراحمدی می گوید، ما مهمان هستیم، هر چه دارید، بیاورید، می خوریم.
بعد از سرو غذا، بلند می شوند، از پذیرایی و مهمانداری شان تشکر می کنند و به شوخی بدون حساب و کتاب تظاهر به خداحافظی می کنند.
مرد شیرازی دستپاچه می شود می گوید: اینجا خانه نیست، باید هزینه غذا را بپردازید.
 مرد لُر می گوید که ، شما هم تشریف بیاورید ، مهمان ما یاسوج تا برایتان گاو بکشیم.
بعد از عصبانیت مدیر رستوران، می گوید، می خواستم با شما شوخی کنم.
من گفتم که فارس و شیراز در تسخیر لُرهاست نه فقط قصرالدشت شما، شنیده ای که دانشگاه شیراز را لُرکده می نامند.
حاجی با خنده به خیابان احمدی، مدرسه خان و گرامیداشت شهادت امام جعفر صادق(ع) توسط مرحوم آقا ( آیت الله ملک حسینی) و لندرورهای بویراحمدی ها اشاره فرمودند و اتفاقات پیرامونی چنین روزهایی.
شرح واقعه مسجد حبیب شیراز و شروع نهضت در شیراز نیز مطرح شد.
بیشتر از جنگ گفتیم، از حضورش به عنوان فرمانده اکیپ پاسدارن فارس در دجلی مریوان در سال ۵۹ ، آن هنگام که حاج احمد متوسلیان فرمانده آنجا بود.
و پاسداران کهگیلویه و بویراحمدی نیز حضور داشتند، از اخوی آسید نظام و شجاعت و دلاوری های سبز پوشان ، سبز قامت آن گروه گفتند که حضور آنها مایع دلگرمی ما بود.
روایتی از عملیات والفجر مقدماتی را گفتم.
آن هنگام که پیش از عملیات قرار بود، زیارت عاشورا برگزار شود و رزمندگان برای استراحت و ایجاد  آمادگی برای عملیات زود ترخیص شوند.
اما مداح شیرازی آنها را رها نمی کرد و می گوید تا آقا امام زمان نیاید، رهایتان نمی کنم.
در این موقع مرحوم خنجر باقرپور، با اعتراض بلند می شود، می گوید:
ما می خواهیم به عملیات برویم، ولی شما تبلیعات چی ها بعد از مراسم، می روید، می خوابید.
شما رها نمی کنید، ما رها می کنیم  و جلسه را با خیلی از جنگاوران رها می کنند.
در هر صورت آن روز در خصوص سوریه سخن گفتیم و پیشنهاداتی داشتم که قرار شد به حاج جعفر اسدی که فرمانده صحنه سوریه را بعهده داشتند، بگویند.
اما مدت زیادی نگذشت که خبر شهادتش و فیلم سر مبارکش بر سر نیزه پخش شد، آه از نهادمان برآمد.
ان شاء الله حاجی در محشر شفیع ما باشند.
*روحش شاد و یاد و خاطرش تا ابد گرامی باد.*
نام:
ایمیل:
* نظر:
شوشان تولبار