شوشان تولبار
آخرین اخبار
شوشان تولبار
کد خبر: ۱۰۵۱۵۰
تاریخ انتشار: ۲۸ فروردين ۱۴۰۰ - ۱۹:۴۶
شوشان - ارسلان شهني / ‎دبير اول حزب كارگزاران سازندگي خوزستان : 
‎ حسب آنچه جبهه اصلاحات بيان كرده و تا كنون ملاك عمل  قرار گرفته است ، انتخاب كانديداي نهايي و البته عملا هر گونه اظهارنظر در مورد كانديداها توسط اين جبهه به زمان بعد از اعلام نظر شوراي نگهبان موكول شده است. اين تصميم كه بنظر مي سد بر اساس معدلي از محدوديت ها  از جمله احتمال تاثير  هر انتخاب زودهنگامي بر رفتار شوراي نگهبان ، جبهه مقابل و نيز محتملا افزايش  اختلاف نظرهاي درون جبهه اي گرفته شده است ، داراي اشكالات متعددي هست  . اولا احصاء نظر و گرایش مجموعه جبهه اصلاحات (اعم از افراد و احزاب  درون و بيرون ساختار آن ) و فعالان عمومی برای شورای نگهبان فارغ از نظر رسمی این مجموعه ، کاملا قابل رصد و برداشت است و نیازی به اعلام رسمی یا اولویت بندی نیست که آنها را هشیار کند و اگر قرار باشد اين موضوع تاثيري احتمالي در تصميم آنها داشته باشد فارغ از نظر رسمي جبهه ، قطعا لحاظ خواهد شد مانند آنچه گمانا در مورد رد صلاحيت مرحوم آيت الله هاشمي رخ داد.
‎اگر مبنا  احتمال تخريب ها و نيز جهت گيري و تاثير در اتحاد يا انفكاك جبهه اصولگرايان باشد نيز هم با استدلال بالا (دست بالاي جبهه اصولگرايان در اشراف و اطلاع از مواضع و تصميمات رقيب) و اينكه اصلاحطلبان فضاي عمومي انتخابات را رها كرده و با پرداختن صرف به احتمالات رد و تاييد كانديداهاي احتمالي ، عملا شبانه روز زير بار توپخانه هواداران و كانديداهاي اصولگرا در تحميل مشكلات اقتصادي موجود به  دوش اصلاحطلبان قرارگرفته اند.
‎در  حاليكه عملا بخش زيادي از مشكلات موجود بدليل اعمال نگرش هاي كلان سياسي و راهبردي اصولگرايانه در اداره امور عمومي كشور است و هواداران و كانديداهاي اصلاحطلب مي توانستند ازين فرصت گفتكوي عمومي براي طرح مشكلات واقعي حوزه تصميم گيري استفاده كنند.
‎ اما اگر واقعا دیدگاه این جبهه آن باشد که در نهایت پالایش شورای نگهبان مبنای تمرکز و رای و در نتیجه کاهش اختلاف نظرهاي داخلي باشد این نکته مغفول مانده است که بعضا شورای نگهبان فارغ از زمان های قانونی با دلايل يا بهانه هاي مختلف می تواند اعلام نظر نهایی خود را به تعویق اندازد  يا در تصميمات خود تجديدنظر كند .
‎لذا در مدت زمان اندک اظهار نظر نهایی اين شورا تا انتخابات ، با وجود سردی و بي ميلي جامعه نسبت به انتخابات و نارضایتی و مشکلات اقتصادی موجود که عمده آن متوجه پایگاه رای اصلاح طلبان است امکان اقناع نسبی و تشویق این پایگاه به حضور در پای صندوق رای به حداقل می رسد و این انفعال و بي عملي  به ظاهر حساب شده ، به نفع  جريان رقیب خواهد بود.
‎از طرفی اگر قرار است تکانه ای میان مردم به وجود آید بقینا با حضور هر شخصیت موثری (از جمله همان سید حسن خمینی که کاندیداتوری اش منتفی شده است) جز با طرح مشکلات واقعی اداره امور عمومی مردم و شرح نکات و نقاط موثر و مشکل ساز در اخذ تصمیمات کلیدی و راهگشا ممکن نخواهد بود و این موضوع نیز صرفا در مدتی کوتاه با هر ظرفیتی از بدنه جبهه اصلاحات میان مردم مورد پذیرش قرار نخواهد گرفت .
‎در صورتیکه اگر جبهه اصلاحات حضور کاندیداهای اصلاح طلب را در فضای عمومی آزاد و مورد تشویق قرار می داد ضمن بهره  بردن از احتمالات فوق هم گرایش و نظر اصلاح طلبان و جدیت آنها در ورود به انتخابات ، معیار بودن صندوق رای بعنوان هدف و تاکتیک  و اهميت پذيرش عمومي كانديداها توسط بدنه تشكيلاتي و پايگاه اجتماعي به مردم و حاکمیت را نشان می داد و هم در صورت رد صلاحیت گسترده باعث توجیه بیشتر وضعیت واقعي و محدوديت هاي جبهه اصلاحات میان مردم و نيز حاکمیت می شد و البته شاید و مهمتر از همه در وضعیت اجتماعی فعلی حتی امکان رد صلاحیت کاندیدای اعلام شده مورد اقبال عمومی را کاهش داده و سخت تر می کرد.
‎ليكن فارغ از همه این موارد ، دو سوال ديگر  نيز مطرح هست  : اولا با فرض حضور و تایید افرادی از کاندیدای عضو  جبهه چگونه این جبهه می خواهد در مدت زمان اندک  بعد از اعلام نظر نهايي شوراي نگهبان ، نظر بدنه تشکیلاتی خود و نیز میزان اقبال عمومی را به این افراد مورد ارزيابي قرار دهد ؟ یا احيانا هنوز این ذهنیت حاکم است که هر تصمیمی میان اعضای جبهه اصلاحات مورد پذیرش اجباری بدنه فعالان سیاسی آن جبهه خواهد بود?! كه اين خود اشتباه ديگري است كه مي تواند با عدم پذيرش و همراهي قلبي و اقناعي بدنه تشكيلاتي باعث شكست مضاعفي براي اصلاحطلبان گردد  .
‎دوما با فرض عدم تاييد چهره اي اصلاحطلب يا اجماع بر روي كانديدايي  غير اصلاحطلب اما نزديك به اين جبهه (مانند آقايان لاريجاني،صالحي ،ظريف و...)  با توجه به حجم انتقادهاي ناشي از هزينه كردن حيثيت اجتماعي اصلاحطلبي براي كانديداي غير اصلاحطلب _كه بعد  هم ديدگاهها  و هم توان انساني ،مديريتي اصلاحطلبان را ناديده مي گيرند _ در آن مدت زمان اندك چگونه مي توان به سازوكار و مكانيسمي از توافق رسيد كه در فرض احتمال پيروزي ، آينده  پايگاه اجتماعي اصلاحطلبان در آن لحاظ شده باشد؟ 
‎لذا در مجموع با توجه به نكات فوق  این تصمیم بلحاظ تاکتیکی اشتباه و سپردن فضای عمومی به رقیب است.

نام:
ایمیل:
* نظر:
شوشان تولبار